تماس با عظیم قیچی ساز

Sponsors

 

حامیان مالی

 

saman.png (200×200)

 

 

    

 

 

هرگز از ياد نخواهم برد!

بهاري که گذشت به هيچ وجه بهار خوبي براي من نبود. البته که  موفق شدم ماکالو را صعود کنم اما همه اش همين نبود. ظرف سه ماه گذشته شش تن از کوهنوردان خوب را که در هيماليا همنوردم بودند از دست دادم! 

The last spring was not at all a delightful season for me. Although I summited Makalu as my eleventh 8000er, but it wasn't the end of the story. I lost six friends in Himalayas. Lio, the Chinese climber whom I met recently, lost his life descending Makalu. Shortly after finishing Makalu expedition, while I was in Kathmandu I heard another saddening news. An awesome man and a great climber, Alexey Bolotov lost his life. I met him on Kanchenjunga at camp 3 and 4 and I really admire his personality and skills.

After that when I was back in Iran, I heard the news of another tragedy, this time Zsolt Eross was among the other dead climbers on Kanchenjunga. I met Zsolt in Annapurna expedition and I witnessed his tireless efforts on Annapurna. Despite his disability, he had climbed ten 8000ers, but this year he didn’t come back from Kanchenjunga!

Seo Sang-Hu, a skillful Korean climber lost his life after his twelfth 8000er on Mount Everest. I knew him from expeditions on Nanga Parbat and Gasherbrum 2. I’ll never forget his happy face!

And finally, on Sunday June 30, Mehdi Gholipour called me from camp 2 of Nanga Parbat and told me about a massacre at the Nanga Parbat base camp. It was a shocking news!!! 11 climbers died in a Taliban attack! It was a strange feeling, thankful to hear Mehdi’s voice and knowing that he and Tunc and Israfil and some other climbers are alive. BUT sorrowful to miss very dear friends there! Yang and Jeff were among the killed climbers. I was with Jeff in Dhaulagiri, Kanchenjunga, Annapurna and K2 and climbed more than seven 8000ers with Yang. Yang and I shared tent on Makalu. I’ll never forget his smiling face and his cigarette puffing on the summit of Makalu.

               Rest in Peace My Dear Friends!

 بهاري که گذشت به هيچ وجه بهار خوبي براي من نبود. البته که  موفق شدم ماکالو را صعود کنم اما همه اش همين نبود. ظرف سه ماه گذشته شش تن از کوهنوردان خوب را که در هيمالياهمنوردم بودند از دست دادم! "ليو" کوهنورد چيني که تازه با او آشنا شده بودم و هنگام بازگشت از قله ماکالو جانش را از دست داد! تازه از ماکالو برگشته و در کاتماندو بودم که خبر سقوط "آلکسي" را شنيدم. "آلکسي بولوتف" انساني بزرگ و کوه نوردي بي نظير که هميشه با تحسين به او نگاه مي کردم و در سفر کانچن جونگا در کمپ هاي سه و چهار پاي حرف هايش نشستم و سعي کردم هر کلمه و هر حرکتش را به خاطر بسپارم! به ايران رسيده بودم که خبر کشته هاي کانچن جونگا را شنيدم "زولت اروس" کوهنورد مجار در بين آنها بود. سال قبل در سفر آناپورنا شاهد تلاشش براي صعود به اين قله پر خطر بودم. او با وجود داشتن تنها يک پا ده قله بالاي هشت هزار متر را صعود کرد و امسال از کانچن جونگا بازنگشت!! پس از آن خبر مرگ "سئو سانگ هو" کوهنورد خوب کره اي را پس از فتح دوازدهمين قله هشت هزار متري اش، در کوه اورست شنيدم! ما در کنار هم قلل نانگاپاربات، و گاشربروم II را صعود کرديم و من هرگز چهره خندانش را فراموش نخواهم کرد!

و بالاخره، هفته گذشته شش صبح روز يکشنبه بود که "مهدي" از کمپ دو نانگاپاربات به من تلفن زد  و خبر کشتار تعداد زيادي از کوهنوردان را در کمپ اصلي داد. شک بزرگي بود!!! يازده کوهنورد توسط طالبان به قتل رسيدند!! احساس متضاد و عجيبي داشتم. خوشحال از زنده ماندن "مهدي"، "تونچ"، "اسرافيل" و... غمگين از مرگ دوستان عزيزم "يانگ" و "جف"! به همراه "جف" دائولاگيري، کانچن جونگا، آناپورنا ،K2 و به همراه "يانگ" بيش از هفت قله هشت هزارمتري را صعود کردم. در آخرين صعودم در گردنه "ماکالو لا" با "يانگ" هم چادر بودم. او در کمال آرامش و با لبخندي گوشه لبانش بي وقفه سيگار مي کشيد و بايد اعتراف کنم که يواش يواش داشت از بوي سيگارش خوشم مي آمد!

... چهره آرام "يانگ" را بر فراز قله ماکالو وقتي که ماسک اکسيژن را برداشته بود و به سيگارش پک ميزد هرگز از ياد نخواهم برد...

 

 "Xiang Yang-Lieu" ليو در کنار برج سنگي ماکالو و احتمالا آخرين تصوير او

 

"Alexey Bolotov -Nickolay Totmjanin - Azim Gheichisaz" آلکسي و نيکلاي در کانچن جونگا - بهار 2011

"Zsolt Eross" زولت اروس در کمپ 2 آناپورتا - بهار 2012

" Kim Chang-Ho  Seo Sang-Hu" سئو سانگ هو و کيم چانگ هو (فاتح 14 قله هشت هزار متري) بر فراز نانگاپاربات تابستان 2010

 "Kim Chang-Hu, Seo Sang-Hu" سئو سانگ هو و کيم چانگ هو (نانگاپاربات) تابستان 2010

"Jef - Azim - Yang" جف و يانگ در کمپ اصلي آناپورنا

"Chang feng-yang" يانگ بر فراز ماکالو- بهار 2013

" Chang Feng-Yang , Azim Gheichisaz" يانگ و عظيم در "گردنه ماکالو لا" بهار 2013

"Azim Gheichisaz, Chang Feng-Yang, Zhang Jing-chuan, Tunch findik"

محل يادبود کشته شدگان کوه K2 

"چوان" در سفر K2 عکس هايي از تمرينات نظامي اش در 4 سال گذشته نشانم داد و مي گفت تمرينات نظامي اش او را هميشه  براي صعود آماده نگه مي دارد.. هنگام کشتار کوهنوردان در نانگاپاربات "تونچ" به همراه "مهدي" در کمپ 2 بود. "يانگ" کشته شد و "چوآن" موفق شد فرار کند . به گمانم تمرينات نظامي به کمکش آمد .