تماس با عظیم قیچی ساز

Sponsors

 

حامیان مالی

 

saman.png (200×200)

 

 

    

 

 

Mount Ararat 5137m. - 2005 - Eastern Turkey - Winter Ascend

ادامه تصاوير.....see more

اولين صعود زمستاني بانوان کشور به قله 5137 متري آرارات

ارتفاع: 5165 متر، 16941 فيت
مکان : فلات آناتولي/ جمهوري ترکيه
مختصات جغرافيايي: 49 درجه شمالي و 39 درجه شرقي
نخستين صعود: 1829 توسط پرفسور فردريک وان پارات
نزديکترين شهر: دوبايزيد

آرارات، يادآور حسّ غرور و لذت، کوهستاني که جاي پاهاي راسخ بانوان اين مرز و بوم را در خود حک کرد، قله رفيعي که سعادت به بار نشستن زحمات يک تيم نصيبش گشت و باز هم آرارات، کوهستاني برفي و يخي با مسيري صعب العبور که در مقابل اراده کوهنوردان سر تعظيم فرود آورد.
خداوند نعيم را شاکريم که بار ديگر توفيق حضور در طبيعت ناب را به ما ارزاني داشت.
آرارات، بلندترين قله کشور ترکيه در واقع همانند دماوند يک قله آتشفشاني است. در منطقه مرزي شمال شرق ترکيه قرار دارد. و با مرزهاي جنوبي کشور ارمنستان 32 کيلومتر و با مرزهاي شمال غرب ايران 16 کيلومتر فاصله دارد.

کوهستان آرارات داراي دو قله مجزا از هم است. نحوه استقرار اين دو قله، چشم انداز بسيار زيبايي را رقم زده است. قله آرارات کوچک با ارتفاع 3896 متر در جنوب شرقي قل? اصلي که ارتفاع آن 5165 متر ثبت شده، قرار دارد.
اسامي آرارات عبارتند از: آغري داغ، جبل الحارس، کوه نوح، سيس و ماسيس


از مهر ماه سال 85 بعد از هماهنگي با هيئت کوهنوردي جهت اعزام تيم بانوان به يخچال شمالي سبلان اينگونه تصميم‌گيري شد که سطح کوهنوردي در بين بانوان در حد اجراي اين برنامه نيست، لذا تصميم بر آن شد که براي تقويت سطح فني و عمومي کوهنوردي بانوان که طي سالها با کم لطفي فراوان مواجه شده است اقدام به برگزاري اردوهاي آموزشي و تقويتي شود.
بنابراين اردوها از مورخه 31/6/85 در منطقه دند با شرکت 15 نفر برگزار شد و تا مورخه 13/11/85 که تيم جهت اعزام به صعود زمستاني قله آرارات آماده شد، 19 مرحله اردو در مناطق مختلف کشور برگزار شد که تأثير بسزايي در بالا بردن سطح تيم و آماده نمودن نفرات از لحاظ  رواني و جسمي اين صعود داشت.
اين صعود و انتخاب کوه مورد نظر، از اين جهت حايز اهميت بود که صعودي برون مرزي و مهمتر از همه اين که اولين صعود زمستاني بانوان کشور محسوب مي‌شد، قله اي که تعداد صعود کنندگان زمستاني آقايان کشور به آن، کمتر از 10 نفر مي باشد.
خوشبختانه شهرداري تبريز با کمک هاي خود مشکل هزينه‌هاي جاري و مسافرتي تيم را تا حدودي برطرف نمود و ما را هر چه بيشتر براي اجراي اين صعود دلگرمتر کرد.
پس از برطرف شدن هزينه مسافرت اقدام به جمع آوري لوازم فني و گروهي مورد نياز براي برنامه نموديم که تهيه و تدارک اين لوازم که خيلي گران قيمت مي‌باشند براي يک تيم هفت نفره که بسياري از نفرات آن فاقد لوازم فني و پوشاک نيز بودند تا چه اندازه کار شاق و دشواري مي‌باشد. لذا اقدام به امانت گرفتن اين لوازم از دوستان و آشنايان نموديم که با مساعدت برخي افراد و دوندگي فراوان و حتي کمک گرفتن از شهرستان‌هاي اطراف اين مشکل را نيز پشت سر گذاشتيم. 

لوازم امانت گرفته شده:


چادر ارتفاع 2 تخته، کيسه خواب پر 6 عدد، کرامپون 5 عدد، کاپشن شلوار گرتکس 6 عدد، کلنگ استاندارد 5 عدد چراغ EPI 2 عدد، کپسول گاز EPI 10 عدد، کاپشن پر 6 عدد.در ضمن در مورد تهيه کفش‌هاي فايبرگلاس مورد نياز براي بانوان که اکثراً داراي نمره کوچک بوده و در داخل کشور به علت عدم موجودي فروشگاه‌ها غير ممکن بود. لذا با سفري که دوستان به کشور پاکستان داشتند اقدام به تهيه 5 جفت کفش استوک از تيم هاي خارجي نموديم، که قيمت تمام شده آن يک سوم قيمت‌هاي داخل کشور رقم خورد و اين بار مالي کمتري را بر دوش نفرات تيم نهاد.
سرانجام، بعد از ماه‌ها تمرين و آموزش و تهيه و خريد تدارکات و ابزار فني و پوشاک، برنامه صعود تنظيم و هماهنگ شده بود. مطمئناً صعود زمستاني در ذهن هر کوهنوردي معنا و مفهوم خاص خودش را دارد. براي ما هم اين چنين بود. نام صعود برون مرزي ناخودآگاه انسان را در مورد سختي و دشواري صعود به فکر مي برد. ولي خوشبختانه نفرات تا آن حد تمرين داشتند و پشتکار و اراده اي را دارا بودند که با دلي قرص و اراده اي استوار خود را براي صعود آماده کنند.

گزارش برنامه:

پنج شنبه 19/11/85 :

بعد از ظهر همگي در دفتر گروه کوهنوردي جمع شديم. وسايل و تجهيزات بررسي و انتخاب شدند، تدارکات و آذوقه‌ها بسته‌بندي شده و بين افراد تقسيم شد، پوشاک مورد نياز تمامي افراد مورد بازبيني قرار گرفت تا مبادا کمبودي در اين بين باشد، کوله‌ها چيده و بسته شدند تا فردا صيح بدون معطلي به سمت هدفمان حرکت کنيم.

جمعه 20/11/85 :

ساعت 8 صبح، در محوطه مقابل ساختمان ورزشي پارک مشروطه پس از گرفتن چند عکس يادگاري، با بدرقه گرم دوستان و خانواده‌ها، با دو دستگاه اتومبيل سواري، به سمت مرز بازرگان حرکت کرديم. بعد از 4 ساعت و پس از عبور از شهرهاي صوفيان و مرند، در ماکو «داش ماکو» براي صرف صبحانه توقف کرديم و بعد از آن مجدداً به راه خود ادامه داديم.
بعد از انجام امورات مرزي که خوشبختانه با ارائه نامه و معرفي از طرف شهرداري موجب مساعدت بيشتر مسئولين مرزي بازرگان شد، اجازه عبور به ما داده شد و ما توانستيم که به سادگي و حتي بدون کنترل وسايلمان وارد خاک ترکيه شويم. جالب اينکه بيشتر کساني که در مرز با آنها برخورد داشتيم پس از شنيدن نام مقصد ما «آرارات»، که در زبان ترکي به آغري داغ "AGRI  DAGI" معروف است ما را از صعود نهي مي‌کردند، غافل از اينکه صلابت اراده‌هاي ما چون صلابت کوه بود و آن چه که ما را به پيش مي‌برد و ايمانمان را براي صعودي پربار و هدفمند راسخ‌تر مي‌کرد، اراده و پشتکاري بود که در خود احساس مي‌کرديم و آن را پرورانده بوديم.
با يک دستگاه ميني‌بوس به طرف شهر دوغو بايزيد " DOGUBAYEZET " که نزديکترين شهر به آرارات مي‌باشد، حرکت کرديم. فاصله مرز تا شهر دغو بايزيد حدود 34 کيلومتر مي‌باشد. در مسير دو کوه زيبا و مغرور سيس و ماسيس «آرارات کوچک و بزرگ» چشم‌هايمان را به طرف خود خيره ساخته بودند، نگاه‌ها به سوي آرارات بود. اينک بين ما و هدفمان فقط دشتي پربرف فاصله انداخته بود.
ساعت 3 بعد از ظهر به هتل که از قبل هماهنگي‌هاي لازم جهت تهيه اتاق در آن صورت گرفته بود، رسيديم و مورد استقبال شرکت ترکيه‌اي خود و نماينده آن بنام «جمعه» قرار گرفتيم. در حين گفتگو معلوم شد که برخلاف قرار قبلي، جمعه به عنوان راهنما با گروه نخواهد آمد و در عوض يکي ديگر از همکارانش بنام «احمد» ما را در اين صعود همراهي خواهد کرد.بعد از استقرار در اتاق‌ها و آماده‌سازي کوله‌ها جهت حرکت در روز بعد، قرار شد که ساعت 8 صبح به وقت محلي به طرف مقصد «کوه آرارات» حرکت نمائيم. لازم به ذکر است که ساعت کشور ترکيه 5/1 ساعت با ساعت کشور ما اختلاف دارد.
بعد از صرف شام که بعلت رعايت مسايل بهداشتي و عدم ايجاد بيماري براي تيم، غذاي خانگي تدارک ديده شده از ايران به همراه آورده شده بود، مقداري در مورد مسائل صعود با نفرات تيم صحبت شد و بعد از آن افراد به استراحت پرداختند.

شنبه 21/11/85 :

روز موعود فرا رسيد. روز حرکت، حرکت به سوي هدفي که چندين ماه به خاطر دست يافتن به آن تلاش کرده بوديم. هدفي که اينک در پيش رويمان قرار داشت و کافي بود که پاي بر آن بگذاريم، تا ثابت کنيم که ما مي‌توانيم، مي‌توانيم صاحب چنان اراده و پشتکاري باشيم که جزو اولين زنان صعود کننده به آغري داغ در فصل زمستان بوده و به همگان نشان دهيم که ما توانسته‌ايم در سايه همّت و اراده تيمي و در اثر تلاش مداوم تا اين مرحله پيش آمده و قدم در يک صعود تا بحال غير ممکن بگذاريم.
ساعت 9 صبح در روستاي «توپ چاتان» " TOP çATAN " با راهنمايمان «احمد» آشنا شديم و به طرف کوه حرکت کرديم، ولي متأسفانه به علت بارش برف تازه، ماشين از حرکت ايستاد و مجبور به استفاده از زنجير چرخ شديم. ولي حجم زياد برف مانع از ادامه مسير توسط اتومبيل شد بنابراين نفرات کوله‌ها را برداشته و آماده حرکت شدند. اکنون آرارات با آن صلابت و زيبائيش در برابرمان قد برافراشته بود و خودنمايي مي‌کرد، خصوصاً با آن هلال ابر دور قله‌اش، تصوير فراموش نشدني را در اذهان حک مي‌کرد. 
از ارتفاع 1750 متر اقدام به کوله‌کشي در مسيري کرديم که تيم‌هاي تابستاني تا ارتفاع 2500 متر آن را با اتومبيل طي مي‌نمايند، اين پيشامد مشکل صعود و رسيدن به کمپ 1 را دو چندان نمود. بعد از حدود 7 ساعت کوله کشي سنگين کمپ 1 خود را در ارتفاع 2750 متر با آماده‌سازي و صاف کردن محل چادر برپا نموديم. خوشبختانه نفرات تيم در اين روز آمادگي قابل توجهي از خود نشان دادند. بعد از جمع آوري برف مورد نياز جهت تهيه آب نوشيدني و خوردن غذا، شب آرامي را بر روي يستري از زمين يخ زده و زير آسمان صاف و پر ستاره‌اي که فقط سقف چادر مانع تماشايش مي‌شد را، گذرانديم.


يکشنبه 22/11/85 :

در تاريکي از خواب برخاستيم، با صرف صبحانه‌اي مختصر و جمع‌آوري چادرهاي برفک زده، ساعت 8 صبح به طرف کمپ 2 حرکت کرديم. لازم به ذکر است وزن کوله‌هاي افراد تيم، حدود 20 کيلو بود که با کوله‌کشي روز قبل و اضافه شدن مشکل ارتفاع، کار را سخت‌تر کرده بود.
رفته رفته شيب مسير زيادتر مي‌شد و گام‌ها نيز خسته‌تر، اما دلهايمان اميد و نشاط لحظات نخست صعود را داشت. ارتفاع کمپ دوم زمستاني که شرکت برايمان مشخص کرده بود حدود 3700 متر بود، ولي با رسيدن به محل آن و داشتن مقداري وقت و آمادگي نفرات براي صعود، تصميم به حرکت به طرف کمپ دوم خود تا ارتفاع 4150 متر، که محل برقراري کمپ دوم تيم‌هاي تابستاني است نموديم و حدود ساعت 5/6 بعد از ظهر به کمپ دوم رسيديم. با غروب آفتاب و زياد شدن ارتفاع سرماي شديدي بر منطقه حاکم بود. با مشقت فراوان دو جاي چادر در ميان برف يخ زده کنده و چادرهاي خود را برپا نموديم. بالا آمدن و ايجاد کمپ دوم در اين ارتفاع که با همت تيم صورت گرفت، نقطه عطف صعود بود. با استقرار و استراحت در چادر و آماده سازي کوله‌ها خود را براي صعود فردا به قله آماده کرديم. لوازم و پوشاک مورد نياز روز حمله به نفرات اعلام شد. همگي با فکر فردا و صعودي که قرار بود انجام شود، به درون کيسه خوابهايمان رفتيم.

دوشنبه  23/11/85 :

به علت سرماي شديد حاکم بر منطقه شب را در دماي 27 درجه به صبح رسانديم. لذا تصميم گرفته شد کمي بعد از طلوع آفتاب و افزايش نسبي دما به طرف بالا حرکت کنيم. قله از جايي که ايستاده بوديم به وضوح ديده مي‌شد. به خصوص منظره درّه و يخچال پرشيب آن، بديع‌ترين مناظر طبيعي بودند که به چشم مي‌آمدند. راهنماي تيم «احمد» به علت بيماري نتوانست ما را همراهي کند بنابراين ساعت 8 صبح کمپ دوم را به قصد قله ترک کرديم. بعد از حدود سيصد متر صعود، به علت يخ زدگي مسير اقدام به بستن کرامپون به کفشها نموديم، اين يعني هم اطمينان بيشتر و هم داشتن صعودي راحت‌تر. حالا ديگر همه به راحتي و با آرامش خاطر بيشتري شروع به بالا رفتن کرده بودند. 
مسير صعود بر روي يالي پرشيب قرار داشت که منتهي به يخچال زير قله مي‌شد. به تدريج برف سفت تبديل به يخ و بلورهاي يخي شد و دقت و احتياط مضاعفي را از افراد طلب مي‌کرد. خوشبختانه با شرايط پايدار جوي و همّت اعضاي تيم، همگي افراد خود را به زير قله رساندند. لازم به ذکر است که مخروط قله کاملاً از يخ تشکيل شده است، به همين علت تمام توجه و حواس افراد به نحوه قدم برداشتن و زدن کف کرامپونها بر روي يخ بود. بياني هم با وجود سرما و باد شديد مشغول فيلمبرداري و ثبت لحظه ها بود. با ديدن قله در بالاي سر، نيرويمان چند برابر شد حالا ديگر همه با قدمهاي راسخ‌تر و محکم‌تر گام بر مي‌داشتند. در حالي که سرما و باد شديد، انگشتان دست و پايمان را بي حس کرده بود، سرانجام توانستيم در ساعت 2 بعد از ظهر بر بام ترکيه «آرارات» بايستيم و پرچم مقدس کشورمان را بر فراز قله به اهتزاز درآوريم و نام خود را به عنوان اولين صعود کننده بانوان کشور در زمستان به قله 5165 متري آرارات به ثبت رسانيم. عاقبت توانستيم بر تمام سختي‌ها و ناملايمات فايق آييم و خداوند را شاکر باشيم به خاطر سلامتيمان، به خاطر همت و اراده‌مان و به خاطر عنايت نمودن اين لحظه فراموش نشدني به تک تک افراد. باشد که قدردان الطاف بي‌شائبه‌اش بوده و اميد به لطف بيکران او در صعودهاي  پرافتخار آينده داشته باشيم. ديدن برق چشمان تک تک افراد از پشت آن عينک‌هاي تيره، کار مشکلي نبود. ديدن اشک شادي دوستان و آغوش گشوده آنها براي عرض تبريک و ابراز احساسات  و تنها آن موقع بود که به خود مي‌آمدي و لذت ايستادن بر روي قله را با تمام وجود لمس مي‌کردي. قله‌اي که تا کنون به بانوان ايران مجوز ورود در فصل زمستان را صادر نکرده بود. ولي اينک ما بانوان ايراني بر فراز آن ايستاده‌ايم و نظاره‌گر به ثمر رسيدن تلاش‌هاي بي‌دريغمان هستيم. و در نهايت به علت سرماي شديد قله و از دست ندادن وقت، بعد از ثبت چند عکس يادگاري با سرعت ولي با احتياط به طرف پايين حرکت کرديم.
با قله وداع کرديم و پيروزمندانه قدم در سراشيبي يخي نهاديم. ديگر نه سرما را حس مي کرديم و نه خستگي را، لبريز از شادي و غرور بوديم. حدود ساعت 5/4 بعد از ظهر به کمپ دوم رسيديم. در کمپ با چاي داغ مورد استقبال احمد قرار گرفتيم. حالا ديگر همه نفسي به راحتي مي‌کشيدند چون که ديگر هدف اصلي به انجام رسيده بود، آن هم با مؤفقيت و سربلندي، مهمتر از همه اينکه همه نفرات تيم قله را فتح کرده بودند و اين شيريني صعود را بر کام همگيمان لذت بخش‌تر مي نمود. آن شب را در هوايي سرد ولي با آرامش خاطري بيشتر، به صبح رسانديم.

سه شنبه 24/11/85 :

پس از جمع‌آوري لوازم شخصي و چادرهايمان در ساعت 9 صبح به طرف پايين حرکت کرديم. با توقفي دو ساعته در مسير براي صرف ناهار، ساعت 4 بعد از ظهر به محلي که 4 روز پيش از آنجا حرکت کرده بوديم، رسيديم. حالا ديگر آرارات را با تمام ابهت و زيبائيش پشت سر مي‌گذاشتيم و به سوي شهر در حرکت بوديم. در دل از اين که کوه و خاطراتش در آن چند روز را ترک مي‌کرديم دلگير و ناراحت و از سوي ديگر به خاطر اين که با کوله‌باري از مؤفقيت و تجربه پا بر خاک ميهن مي‌گذاشتيم شاد و خرسند بوديم.
ساعت 5 وارد هتل شديم. پس از استراحتي کوتاه و صرف شام در يک رستوران، جمعه به نمايندگي از طرف شرکت و فدراسيون کوهنوردي ترکيه از اين صعود مؤفق قدرداني کرده و حکم صعود را به تک تک نفرات تقديم کرد در ضمن يادآور شد که يک گروه کوچک دو نفره اتريشي هم تا ارتفاع 4000 متر بالا آمده ولي مؤفق به صعود نشده‌اند و اشاره کرد که گروه ما، اولين گروهي است که در اين زمستان پا بر قله آغري داغ مي‌گذارد که البته اين باعث خوشحالي و مباهات ما بود.
بعد از بازگشت به هتل، در يکي از اتاقها جمع شده و جلسه‌اي در مورد صعود ترتيب داديم و پس از گفتگويي طولاني در مورد برنامه‌اي که پشت سر گذاشته بوديم و برنامه‌هايي که در آينده پيش‌رو خواهيم داشت، با آرامش خيال به بستر رفتيم.

چهارشنبه 25/11/85 :


8 صبح توسط ميني‌بوس تدارک ديده شده، از مقابل هتل به سوي مرز به راه افتاديم. در مسير برگشت همانند زمان پيش از صعود، چشم به آرارات و قله زيبايش دوخته بوديم. اما اين بار نگاهمان آکنده از عشق بود و سپاس. ساعت 10 صبح از مرز عبور کرده و وارد خاک ايران شديم. وطن، اين کلمه کوچک چه اسراري را در خود نهان دارد. بالأخره در ساعت 2 بعد از ظهر، مقابل دفترگروه کوهنوردي رسيده و مورد استقبال دوستان و خانواده‌ها قرار گرفتيم. بدين ترتيب، برنامه ما اين چنين شروع شد و پايان يافت. آنچه باقي ماند خاطرات آن بود و ياد و نامش. اميد آن را داريم، تجربياتي را که در اين سفر بدست آورديم را هيچگاه به باد فراموشي نسپاريم و همواره از آن به نيکي و خوبي ياد کنيم و به کار بنديم. در آخر هم آرزوي آنرا داريم که روزي با صعود قلل مرتفع جهان نظاره گر قدرت، همت و اراده بانوان اين مرز و بوم باشيم.
در آخر، جا دارد از شهرداري تبريز که حمايت مالي برنامه را برعهده گرفته بود و نيز تمامي دوستان و نفراتي که ما را در تهيه لوازم و تجهيزات اين صعود ياري دادند، از جمله توليديGAYA" " تشکر و قدرداني کنيم که يقيناً اگر اين حمايتها نبود هرگز اين صعود تحقق نمي يافت.

اميد است با ايجاد بستري مناسب جهت حمايت‌هاي لازم از اين نوع حرکات و فرهنگ سازي لازم در ميان شرکت‌هاي توليدي و کارخانجات جهت حمايت مالي بتوانيم صعودهايي را به قلل مرتفع جهان براي کشورمان به ارمغان بياوريم.
اعضاي تيم:
مهديه داديزاده - سولمازحسن‌پور- بهناز ميرزاپور- فهيمه رياضي - رقيه فلاح
يعقوب بياني- عظيم قيچي‌ساز

گزارش : فهيمه رياضي